((کاش آن شب برسد باشی و باشم بعدش)) ؟؟؟
من تماشا کنم آنگه تو برقصی بعدش
همچو صیاد که آغوش کشد صیدش را
در بغل گیرمت آنگه که تو مستی بعدش
بوسه هایی که چو رگبار فرو میریزند
بوسه باران کنم آنگه که نشستی بعدش
حیف این قصه نشد آخرتش ختمه به خیر
دل دگر دل نشد آنگه که شکستی بعدش
برچسب: کاش می شد آدمی وطنش را,کاش میشد اما نمیشه,کاش می شد,كاش مي شد,کاش میشد خواست و مرد,کاش میشد بچگی را زنده کرد,کاش میشد خنده را تدریس کرد,کاش می شد خویشتن را بشکنیم,کاش میشد همدلی را قاب کرد,کاش میشد خالی از تشویش بود,
نویسنده: امیر توکلی