خرید بک لینک

دلم عشقی هوس دارد که عمرش جاودان باشد

هجومش بی امان حتی وقوعش ناگهان باشد


کند حیران و گریانم ستاند از تنم جانم


دهد صبری چو ایوبم که هجرش توأمان باشد


چو مجنون در بیابان ها کند آواره ام حتی


به گردابی کند غرقم که سیلش بی امان باشد


کشد آتش در این خرمن که آزادم کند از من


چو جان را حکم این محبس به صبرش ناتوان باشد


کند بی کس کند خارم کند صد حیله در کارم

فدا گردانم این جانم چو عشقش ارمغان باشد


علی را الامان گویان خجل بودش اگر گریان


قوافی نادرست آمد که ذکرش الامان باشد

برچسب: نویسنده: امیر توکلی تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 13:58

صفحه بندی